تبلیغات
...:: کشتی گیران شهرستان اردکان یزد ::... - موحد: برای رژیم سابق كه بچه‌هایش پابرهنه بودند متاسفم

...:: کشتی گیران شهرستان اردکان یزد ::...

.:: تا خدا هست دلیلی برای ناامیدی نیست ::.

خبرگزاری فارس: قهرمان كشتی جهان و المپیك گفت: برای رژیم سابق كه سال‌ها مرا ممنوع الخروج كرد و بچه‌هایش پابرهنه به مدرسه می‌رفتند، متاسفم.!!!!

به گزارش خبرگزاری فارس،‌ عبدالله موحد آنقدر نام آشناست كه نیازی نیست به شش مدال متوالی اش در كشتی دنیا و المپیك اشاره كنیم تا به یاد آورده شود. ذكر نامش و اعلام ورودش به سالن آزادی كافی است تا بیش از 12 هزار تماشاگر حاضر، دقایقی طولانی او را یك صدا تشویق كنند.
پیش از بازگشت دوباره او به امریكا فرصتی دست داد تا ساعاتی با وی همكلام شویم.
مثل سابق دلش نمی خواست مصاحبه كند و همچنان گریزان از گفت و گو بود. می گفت هر بار كه به ایران آمد یك تماس تلفنی بسیار كوتاه،كافی بوده تا برخی مصاحبه ای از وی در رسانه خود منتشر كنند و یا این كه شرایطی پیش آمده كه نتوانسته از مصاحبه فرار كند؛ اما این بار بعد از تماشای جام جهانی كشتی آزاد 2009، به حرف آمد و این تمایل به صحبت كردن به شكلی بود كه خود می گفت: تیتر بزن موحد سخن گفت.
صحبت های نابغه كشتی ایران كه یكی از مفاخر ایران در تالار مشاهیر فیلاست با خبرنگار خبرگزاری فارس را در زیر می خوانید:

* برای رژیمی كه بچه هایش پابرهنه بودند متاسفم
سال كبیسه به دنیا آمده ام و به همین دلیل چهار سال یك بار تولد دارم. 30 اسفند سال 1317 در بابلسر متولد شدم. البته سال تولدم در شناسنامه 1319 است. در كودكی روزگار سختی را سپری می كردیم. وقتی خیلی كوچك بودم پدرم به دلیل بیماری درگذشت و مخارج زندگی مان به گردن بزرگترین برادرم افتاد. این برادرم را درست به اندازه پدری كه هرگز به خاطر ندارمش، دوست دارم. او خیلی تلاش می كرد تا بتوانیم درس بخوانیم و زندگی آبرومندانه ای داشته باشیم. ما شش برادر و یك خواهر بودیم. آن روزها را خوب به خاطر دارم. برادرانم فعالیت سیاسی علیه رژیم پهلوی داشتند و به همین دلیل چندین بار به زندان افتادند. در مقطعی، خرج زندگی خواهر و مادرم به گردنم افتاد و من نیز بسیاری از شغل ها را تجربه كردم. تا كلاس ششم دبستان كفش نداشتم و پابرهنه بودم. از آن روزها ناراحت نیستم؛ اما برای رژیمی كه بچه هایش پابرهنه به مدرسه می رفتند، متاسفم.

* غفوریان مربی فوق العاده و بی نظیری بود
در كشتی خیلی زود رشد كردم، چون سال ها در رشته های دیگر تمرین می كردم. ژیمناستیك، دوومیدانی، والیبال، قایقرانی و شنا رشته هایی بودند كه از آنها سررشته داشتم. اگر كشتی گیر نمی شدم حتما قهرمان شنا می شدم. كارم را زیر نظر مرحوم رحمت الله غفوریان آغاز كردم. او مربی فوق العاده و بی نظیری بود. خرج خیلی از شاگردانش را می داد با وجودی كه وضع مالی خودش نیز چندان خوب نبود. انسان بزرگی بود، یادش به خیر... من هم خیلی تمرین می كردم، می خواستم بهترین باشم. با وجودی كه یكی از بهترین نفرات در وزن خودم بودم در مسابقات جهانی 1962 تولیدو به عنوان ذخیره محمدعلی صنعتكاران شركت كردم. سال 63 عازم مسابقات جهانی صوفیه شدم و در رده ششم قرار گرفتم. در المپیك 64 توكیو بدون باخت پنجم شدم. از سال 1965 روزهای خوب من در كشتی فرا رسید و شش سال متوالی، شش مدال طلای جهان و المپیك كسب كردم.

* بردن با امتیاز بالا برایم اهمیتی نداشت
در آن شش سال خیلی راحت كشتی گرفتم و قهرمان شدم. این همه سال كه كشتی گرفتم یادم نمی آید كسی از من امتیازی گرفته باشد. البته خیلی با امتیاز بالا حریفانم را نمی بردم. برایم بردن اهمیت داشت. وقتی كشتی تمام می شود كسی نمی گوید فلانی با اختلاف 10 امتیاز حریفش را شكست داد بلكه چیزی كه اهمیت دارد كسب پیروزی با هر امتیازی است. علاوه بر مسابقات جهانی در 2 مسابقه آسیایی اول شدم. آن روزها جام آریامهر برگزار می شد كه ما به آن جام "عاری از مهر " می گفتیم. در چهار دوره این رقابت ها به مقام اول رسیدم. در جام تفلیس كه از مسابقات جهانی نیز سخت تر بود، قهرمان شدم.

* بعد از كسب ششمین مدال، كشتی گرفتن از یادم رفت
در آستانه كسب هفتمین مدال طلایم اتفاقاتی افتاد كه هنوز هم از یادآوری آن گریه ام می گیرد. اتفاقی رخ داد كه من هیچ تقصیری در آن نداشتم و بی گناه و در حالی كه در حقم اجحاف شده بود مجازات شدم. این اتفاقات باعث شد كشتی گرفتن را فراموش كنم. حتی دیگر نمی توانستم تمرین كنم. خودم نبودم و این شد كه بعد از شش سال طلایی، در مسابقات جهانی 1971 صوفیه، بدون مدال كارم به پایان رسید. شكست برایم خیلی سنگین بود و یك سال تمرین كردم تا در المپیك 1972 مونیخ همه آنهایی كه برابر آنها شكست خورده بودم را شكست دهم؛ اما عضله دستم پاره شد و دیگر فرصت انتقام گیری برایم باقی نماند.

* سال ها ممنوع الخروجم كردند
بی احترامی رئیس وقت سازمان تربیت بدنی در رژیم گذشته به كشتی گیران در آستانه اعزام تیم به المپیك مونیخ، اتفاقات دیگری را رقم زد تا وقتی در المپیك به دلیل مصدومیت شدید نتوانستم كشتی ها را ادامه دهم برایم پرونده سازی كنند كه كار من تعمد بوده و روزنامه كیهان آن روزها با تیتر درشت نوشت: "موحد از شركت در همه فعالیت های ورزشی محروم شد " تیتری كه حتی بعد از قهرمانی ها نیز هیچ گاه به آن درشتی در مورد من استفاده نشده بود. بعد از این مسابقات كشتی را كنار گذاشتم و می خواستم با توجه به بورسی كه داشتم برای ادامه تحصیل در خارج از كشور اقدام كنم كه متوجه شدم مرا به همین دلیل ممنوع الخروج كرده اند. بهترین سال های عمرم را به این شكل از دست دادم. نزد یكی از مدیران رفتم و علت را جویا شدم. گفتم اگر مدال آوردن گناه است مرا اعدام كنید، این مدیر گفت، گزارش های منفی زیادی در پرونده شما وجود دارد، من هم در حین خروج از اتاق به او گفتم: "من اهل شمالم و هوای ابری زیاد دیده ام؛ اما آفتاب هیچ گاه زیر ابر نمی ماند و این حكومت دوام زیادی نخواهد داشت. "

* دوست نداشتم فنون كشتی را به امریكایی ها یاد بدهم
چند ماه پیش از انقلاب، كارم درست شد و توانستم برای ادامه تحصیل به امریكا بروم. به سختی كار می كردم تا هر چه زودتر به ایران بازگردم؛ اما شرایطی پیش آمد كه این امر ممكن نشد. در امریكا بارها پیشنهاد مربیگری به من داده شد؛ اما هیچ گاه نپذیرفتم. دلم نمی خواست فنونی را به امریكایی ها یاد بدهم كه مقابل كشتی گیران ما از آن استفاده كنند و امتیاز بگیرند.

* مسئولان صندوق حمایت از قهرمانان سوابق مرا نمی دانستند
من آدم پولداری نیستم؛ اما به اندازه نیازم پول دارم. وقتی 2 سال از زمان تاسیس صندوق حمایت از قهرمانان گذشت، در سفری كه به ایران داشتم از تاسیس آن مطلع شدم و وقتی پیگیری كردم به من گفتند چون مداركی از شما نداشتیم و سوابقتان را نمی دانستیم برای شما حقوقی منظور نشده است. در این مورد جلسه ای نیز تشكیل شد كه بعد از آن به من گفتند چون موحد را نمی شناختند مبلغی در این 2 سال به وی تعلق نمی گیرد. واقعا باید به حال این ورزش گریست كه قهرمان شش مداله اش را نمی شناسد. اگر از من مدارك می خواستند به راحتی می توانستند آن را از فدراسیون كشتی طلب كنند. به آنها گفتم اگر لازمه دریافت این پول، حضور در ایران بوده من گله ای ندارم چون در ایران حضور نداشته ام؛ اما اگر چنین مسئله ای ملاك نبوده، این كه مرا نمی شناخته و مدركی از من نداشته اند هرگز توجیه قابل قبولی نیست. هیچ ادعایی ندارم؛ اما هر شش باری كه در مسابقات جهانی و المپیك قهرمان شدم مرا به نام ایران صدا كردند. شاید باز هم نیاز باشد خودم را معرفی كنم و این امر مرا غمگین می كرد. جوانان 20 ساله كه سن شان هرگز به كشتی های من نمی رسد وقتی مرا در خیابان می بینند ابراز لطف می كنند. چطور است كه مسئول صندوق كمك به قهرمانان مرا نمی شناسد.

* مهدی تقوی كشتی گیر خوبی است
كشتی امروز با گذشته ها خیلی فرق دارد. قوانین تغییر كرده و كشتی گیران هم تغییر كرده اند. از قبل نام چند كشتی گیر جوان را شنیده بودم كه می گفتند خیلی خوب هستند و به آنها لقب های جالبی داده بودند. كشتی آنها را در فینال لیگ برتر و جام جهانی 2009 دیدم؛ ولی چیز جالبی از آنها مشاهده نكردم. شاید آن روز، روز آنها نبوده و آماده نبوده اند، البته مهدی تقوی خوب بود. از نسل قدیم هم كشتی های علیرضا حیدری را می پسندیدم. علیرضا دبیر هم بد نبود. چند نفر دیگر هم نسبتا خوب بودند؛ اما اشتباهاتی در كارشان داشتند

نظرسنجی

    بهترین عیدی به شما چی می تونه باشه؟





آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

>